باره افکن

لغت نامه دهخدا

باره افکن. [ رَ / رِ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) دیگرگون کننده باره. وارون، واژگون کننده حصار:
برآمد بادی از اقصای بابل
هوایش خاره دَرّ و باره افکن.منوچهری.

فرهنگ فارسی

دگرگون کننده باره

جمله سازی با باره افکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و از جمله رواياتى كه در اين باره مطرح است، خبر مستفيض مشهورى است كه مى فرمايد:

💡 آن خضر تدبیر کاندر دفع یأجوج ستم باره عدلش بجای سد شاه اسکندرست

💡 که ده باره از بیشه ی چین گریخت سپاهش همه ترگ و جوشن بریخت

💡 تو بر خود بسته‌ای یک باره راه اشگ ای دیده نخواهد کرد دیگر آتش من دود پنداری

💡 قطعى (نه غير آن ) مى تواند در اين باره داورى كند؛ چنانكه كبراى مطلب گرچه تام است، زيرا علت غايى از جهتى مقدم و از جهت ديگر مؤ خّر

💡 آن گاه ندر با استفاده از نارضايى عميق مردم، خود را شاه ناميد، لاكهارت در اين باره مى نويسد:

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز