لغت نامه دهخدا
( باران آمدن ) باران آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نزول باران. فرود آمدن باران. باریدن باران. فروریختن باران. باران باریدن.
( باران آمدن ) باران آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نزول باران. فرود آمدن باران. باریدن باران. فروریختن باران. باران باریدن.
( باران آمدن ) ( مصدر ) فرود آمدن باران نزول بارش باران باریدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهشت باران فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مجتبی فرآورده ساختهٔ سال ۱۳۷۱ است.
💡 شعر «تا خدا» (۱۳۶۴) اثر بیوک ملکی اقتباسی از شعر باز باران است.
💡 آيات قرآن طبق مثل معروف همچون قطره هاى حياتبخش باران است كه در باغها، لاله ميرويد،و در شورهزارها خس !
💡 مهر لیلی بین که اشگش بر سر راه وداع همچو باران بر سر مجنون ز محمل ریخته
💡 اگر از گریة بسیار من درهم شود شاید که گاهی آفتی از کثرت باران شود پیدا
💡 تاز پابوس سریرش، کرد اوج بر تری میکند هر قطره باران، تلاش گوهری!