بار افتادن

لغت نامه دهخدا

بار افتادن. [ اُ دَ ] ( مص مرکب ) افتادن بار از مرکوب. سقوط بار از حیوان بارکش:
کار ازین صعب تر که بار افتاد
وارهان وارهان که کار افتاد.نظامی.

فرهنگ معین

(اُ دَ ) (مص ل. ) درمانده شدن، ورشکست شدن.

ویکی واژه

درمانده شدن، ورشکست شدن.

جمله سازی با بار افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر ما فتد ار تابی زان رخ، چه شوی رنجه؟ مهتاب ز افتادن افگار نخواهد شد

💡 اونه شخص دولت آمد در ره نظم جهان نی ثبات دولت از افتادن و خیزان بودن است

💡 خواب‌راحت بستهٔ مژگان‌به‌هم آورد‌ن‌است سایه می‌گردند از افتادن این دیوارها

💡 کمپانی هند شرقی که از این پیشامدها و به خطر افتادن مستعمراتش در هند به وحشت افتاده بود آغاز به انجام اقداماتی برای مقابله کرد که نتیجه آن مداخلات سیاسی و نظامی بریتانیا تا حداقل یک قرن در کشورهای شمال هند از جمله افغانستان بود.

💡 در ۱۴ ژانویه ۲۰۱۵، شبکه تلویزیونی سی‌بی‌اس جشن هفت هزارمین سریال جسور و زیبا را که در استودیوی ۳۱ ضبط شده بود به افتخار کار بل که از روز اول راه افتادن سریال جریان پیدا کرد، برگزار نمود.

💡 و با تاءكيد مى گوييم: بدون بررسى تحليلى اين مساءله و موقعيت حقيقى كوفه،هرگز به دريافت صحيحى از پيش رفتن و درجا زدن يا عقب افتادن جنبش و آفت آن نخواهيمداشت. و تصور درستى از اوجگيرى و شكست نهضتها به دست نخواهيم آورد؛زيرا اين شهردر واقع موجود و آينده، اثرى قابل ملاحظه داشته است.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز