بادریسه چشم

لغت نامه دهخدا

بادریسه چشم. [ س َ / س ِ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم یک چشم باشد که بعربی اعور خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کنایه از یک چشم باشد زیرا که بادریسه یک چشم بیشتر ندارد. ( انجمن آرا ):
زآن بر که بادریسه هنوزش نخسته بود
ای بادریسه چشم بگو تا چه خواستی.خاقانی.|| کنایه از شیطان و دجال هم هست.( برهان ) ( آنندراج ). جن و شیطان و دجال. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کنایه از مردم یک چشم باشد

جمله سازی با بادریسه چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حلقه یا برآمدگی در گلوی دوک نخ‌ریسی برای پیشگیری از گره خوردن نخ را بادریسه می‌گویند.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز