لغت نامه دهخدا
بادام بوره. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) قسمی شیرینی.
بادام بوره. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) قسمی شیرینی.
قسمی شیرینی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ چون گوز شکستست از آن روی که ماه چهره چون چهرهٔ بادام از آن پر ثقب است
💡 در دهکده مرج باغهای بادام و گردو وجود دارد. زراعت این روستا گندم و جو است.
💡 پسته و بادام نقل روز نوروز است و من با لب و چشمت نخواهم پسته و بادام را
💡 به یاد چشم او چندان جنون آماده است اشکم که هر مژگان فشردن روغن از بادام میگیرم
💡 چشم مستش تا کند سودامزاجان را علاج از نگاه گرم از بادام روغن میکشد