باد فروش
لغت نامه دهخدا
بادفروش. [ ف ُ ] ( نف مرکب ) بمعنی بادپر است. آنچه بعضی محققین گمان برده اند که بادفروش فارسی تراشیده اهل هند است از عدم اعتنا بود، چرا که شاعر مذکور به هند نیامده و بدخشانی الاصل و همدانی المولد است. نصیرای بدخشانی گوید:
بسان بادفروشان چه بادپیمائی
که در شرافت ذات از گروه ابراری.( از آنندراج: بادپران ).متکبر. لاف زن. رجوع به بادبر، بادپر، بادغن، بادفر، فیاش، بادپران، لاف زن، بادفرا و بادخوان شود. || آنکه انساب مردم نام بنام یاد کند بر سبیل مدح و آنرا در عرف بهک خوانند به های تازی مخلوطالتلفظ به ها و الف و تای هندی و رشیدی ترجمه بادخوان بلفظ بادفروش کرده و در این صورت بینهما ترادف بود. ( آنندراج: بادپران ).
فرهنگ فارسی
بمعنی بادپر
جمله سازی با باد فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دل عرفی بخر از خویش و به خورشید فروش تا ببینی به چه می ارزد و چون داشته ای
💡 فقر و تنگ دستی خانوادهها را مجبور ساختهاست تا دست به فروش فرزندان شان بزنند،
💡 بازی جنت مخور، کز بهر عبرت بس بود آنچه آدم دید ازان گندم نمای جو فروش
💡 ای چشم و سر میوه فروشان زنهار جز روی و دل رهی مجو آبی و نار
💡 در فصل ۱۹–۲۰۱۸، اشتوتگارت نه تنها هیچ بازیکن مناسبی برای تقویت خود جذب نکرد که بازیکنان کلیدی دیگر خود را هم به فروش گذاشت.
💡 امام صادق (عليه السّلام ) فرمود: وقتى از احرام واعمال حج فارغ شديد، خريد و فروش داشته باشيد.(268)