لغت نامه دهخدا
بادجیج. ( اِ ) ماهی قود. ماهی روغن. مورینا. ( دزی ج 1 ص 47 ).
بادجیج. ( اِ ) ماهی قود. ماهی روغن. مورینا. ( دزی ج 1 ص 47 ).
ماهی روغن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هدهد باد بهاری به چمن گشت برید کو به برج حمل از حوت قدم زد خورشید
💡 هرکه در خوابست او را دیو زاد هرکه بیدار است او را نیک باد
💡 عیدت خجسته باد ز غم جانت رسته باد دشمنت باد درد و جهان بسته محن
💡 روان آید به جسم، این مردگانرا ز باران و ز باد نو بهاری
💡 برگ کاهی شدم از کاهش بسیار و مرا باد زلفش به خسی هم نشمارد، چه کنم؟