باد بمشت داشتن
لغت نامه دهخدا
باد بمشت داشتن. [ ب ِ م ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رنج و کوشش کسی هدر رفتن. رجوع به باد شود.
فرهنگ فارسی
رنج و کوشش کسی هدر رفتن
جمله سازی با باد بمشت داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابر هیهات است بیرون آید از تسخیر برق عشق عالمسوز را پوشیده نتوان داشتن
💡 سایه بر در نفکنی وز رحمت طبعت سزد سایه بر فرق یتیم طفل عمان داشتن
💡 چشم حصول داشتن آیین عقل نیست از مزرع سپهرکه تخم ستاره سوخت
💡 نشد از سربلندی هیچکس را رتبهای حاصل به خاک هر قدم خود را برابر داشتن بهتر
💡 مرحله ى پنجم؛ مغرور نشدن و دغدغه داشتن كه مبادا كارم ناقص يا عملم مردود يا وظيفه ام چيزى ديگرى باشد و در قيامت پاسخ گو نباشم. (قلوبهم وَجِلَة )