لغت نامه دهخدا
باب عامر. [ ب ِ م ِ ] ( اِخ ) یکی از پنج دروازه شهر قرطبه اندلس بوده است. ( الحلل السندسیه ج 1 ص 269 ).
باب عامر. [ ب ِ م ِ ] ( اِخ ) یکی از پنج دروازه شهر قرطبه اندلس بوده است. ( الحلل السندسیه ج 1 ص 269 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زدم رقم سوی شاهی که عدل او چو عمر بود خرابه کون وفساد را عامر
💡 مجنون عامری حدیث عشق خود بزبان آورد و من ساکت هوای خویش بگور بردم.
💡 عامر و سالم در روز عاشورا و در حملهاول به شهادت رسيدند.
💡 او بهعنوان مدل در چندین تبلیغ تلویزیونی با عامر خان، آیشواریا رای و آمیتاب باچان حضور داشتهاست.
💡 و در روايت عامر شعبى است: اين دين پيوسته عزيز و دور از دسترس (دشمنان ) است تازمانى كه دوازده خليفه در آن حكومت مى كنند.(976)
💡 به جاسوسی از نزد عامر که هست به نزدیک این شهر او را نشست