باب سنجاب

لغت نامه دهخدا

باب سنجاب. [ ب ِ س َ ] ( اِ مرکب ) خبازی. شُکاعی. شَکاعی. ( منتهی الارب ). چرخه. آفتاب پرست. ( صراح: شکاعی ). گیاهی است آفتاب پرست و آن را به عربی خبازی و شکاعی خوانند. ( برهان ). شکاعی، گیاهی است باریک از داروها و آن را باب سنجاب و آفتاب پرست نیز گویند. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با باب سنجاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سنجاب ایرانی در ایران بومی غرب کشور است و در مناطق جنگلی زاگرس از سردشت آذربایجان غربی تا مناطق چهارمحال، لرستان، کهگیلویه و فارس دیده می‌شود.

💡 نبرد افسردگی خورشید عالمسوز عشق از من چه گرمی پشت من از قاقم و سنجاب بردارد؟

💡 ۱. پرورش، نگهداری و بیماری‌های سنجاب، تألیف دکتر احسان مقدس، انتشارات نیلوبرگ، تهران، چاپ اول، زمستان ۱۳۹۰.

💡 چون چنین کردی روش بر کوه صحرا کن گذر خار و خارا را خواص قاقم و سنجاب ده

💡 تا هوا سنجاب پوشید و حواصل‌ کوهسار گلبن از دیبا برهنه است و گلستان از حریر

💡 این روستا در دهستان سنجابی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۲ نفر (۲۱خانوار) بود.

لسان الغیب یعنی چه؟
لسان الغیب یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز