لغت نامه دهخدا
باب خداداد. [ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به قشلاق دره صالحان ( نام فعلی آن ) شود. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
باب خداداد. [ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به قشلاق دره صالحان ( نام فعلی آن ) شود. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (درد عشق است خداداد، و گر نه صد بار من بیچاره به دریوزه دلها رفتم)
💡 خداداد باید برای دختر کوچکش جهیزیه فراهم کند تا او را به خانه بخت بفرستد، اما با ماجراهای زیادی روبهرو میشود..
💡 خداداد عزیزی از جمله بازیکنان ایرانی میباشد که در این باشگاه سابقهٔ عضویت دارد.
💡 گوهرِ پاکِ تو از مِدْحَتِ ما مُستَغنیست فکرِ مَشّاطِه چه با حُسنِ خداداد کند؟
💡 در جدایی همه گویند کنم کسب شکیب غافل از آنکه مرا صبر خداداد نماند