بالو جوزجان
لغت نامه دهخدا
بالوجوزجان. [ زَ ] ( اِخ )یکی از قرای سرخس و در راه هرات واقع است. ( مرآت البلدان ج 1 ص 161 ) ( از معجم البلدان ) ( مراصد الاطلاع ).
فرهنگ فارسی
یکی از قرای سرخس
جمله سازی با بالو جوزجان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۱۹ (۱۶ دی ۱۳۹۷)، بر اثر بارندگیهای شدید در ولایات مختلف افغانستان و به ویژه در هرات، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، هلمند و بادغیس، سیل به راه افتاد. این سیلها موجب به خسارت مالی شدید و مرگ حداقل ۹۵ نفر شد. به گفته سازمان ملل متحد، تا ۲ آوریل ۲۰۱۹، این سیلها به حدود ۱۶۳ هزار نفر آسیب رسانده و بیش از ۴۲ هزار تن را آواره کردهاست.
💡 بعد از كشته شدن يحيى بدن او را در كنار دروازه جوزجان به دار زدند و او موقع شهادت(18) ساله يا (28) ساله بود. (862) بدن او همينطور بالاى دار بود تا اينكهابومسلم خراسانى قيام كرد وى بدن يحيى را از دار به زير آورد و آن راغسل داد و كفن كرد و بر آن نماز گزارد و دفنش كرد. بعد اضافه مى كند:
💡 جوزجان یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در استان فارس واقع شدهاست. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جوزجان ۹۲۵ نفر جمعیت دارد.
💡 براساس دادههای سال ۲۰۱۰، جمعیت عمدهٔ این ولایت از ازبکها و ترکمنها تشکیل شدهاست و به دنبال آن تاجیکها، پشتونها و عربها نیز حضور دارند. بر پایهٔ آمارها زبانهای ازبکی توسط ۳۰٪، ترکمنی ۲۲،۷٪، پشتو ۱۷/۲٪ و فارسی ۳۰/۱٪ از مردم سخن گفته میشود. عربهای جوزجان به زبان عربی صحبت نمیکنند و زبانهای فارسی و دیگر زبانها، زبان مادری آنها را شکل میدهد.
💡 در آن دوره، پس از پشتونسازی نامها در ولایتهای بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب، هر فرد بومی که نام بومی مکانها را به زبان میآورده جریمه نقدی میشدهاست.