مسقوطه
مترادفها
افتاده، سقوط کرده
متضادها
ثابت، استوار
لغت نامه دهخدا
( مسقوطة ) مسقوطة. [ م َ طَ ] ( ع ص ) تأنیث مسقوط. به معنی ساقطةاست. ( منتهی الارب ). و رجوع به مسقوط و ساقطة شود.
افتاده، سقوط کرده
ثابت، استوار
( مسقوطة ) مسقوطة. [ م َ طَ ] ( ع ص ) تأنیث مسقوط. به معنی ساقطةاست. ( منتهی الارب ). و رجوع به مسقوط و ساقطة شود.