مسقوط
مترادفها
ساقط، افتاده، ملغی
متضادها
مرفوع، برقرار، استوار
لغت نامه دهخدا
مسقوط. [ م َ ] ( ع ص ) خرمای افتاده. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
خرمای افتاده
جمله سازی با مسقوط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویلیام کانینگتونِ، عتیقهشناس و تاجر پارچهای که در فاصلهٔ ده مایلی استونهنج میزیست، زیر سهسنگ مسقوط را بررسی کرد و یافتههایش را در رسالهای با عنوان گزارش گورپشتهٔ بازشده در ویلتشر[ب] منتشر کرد. رسالهٔ کانینگتون توجه سِر ریچارد هور را به خود جلب کرد. با پشتیبانی مالی هور، کانینگتون دست به کاوشی گسترده و روشمندانه در استونهنج و محوطههای اطراف زد و نتایجش را بین سالهای ۱۸۱۰ تا ۱۸۱۲ در کتاب تاریخ باستانی ویلتشر[پ] به چاپ رساند.