لغت نامه دهخدا
بئر معاویه. [ ب ِءْ رِ م ُ ی َ ] ( اِخ ) چاهی بین عسفان و مکه منسوب به معاویةبن عبداﷲ وزیر مهدی. ( از معجم البلدان ).
بئر معاویه. [ ب ِءْ رِ م ُ ی َ ] ( اِخ ) چاهی بین عسفان و مکه منسوب به معاویةبن عبداﷲ وزیر مهدی. ( از معجم البلدان ).
چاهی بین عسفان و مکه است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی داشت این راز را در نهفت زمرگ معاویه باکس نگفت
💡 به بر خواند مروان و با چشم تر زمرگ معاویه دادش خبر
💡 زهجرت به شصت اندر آمد چو سال به ملک معاویه آمد زوال
💡 فوجی پی حمایت پور معاویه جمعی معین زاده خیرالنسا شدند
💡 لیک در موقع شراب و طعام جستی از سفره معاویه کام
💡 بوده هامون او چو هاویه راست خاک همچون دل معاویه راست