لغت نامه دهخدا
( آهن کرسی ) آهن کرسی. [ هََ ک ُ ] ( اِ مرکب ) سندان.
( آهن کرسی ) آهن کرسی. [ هََ ک ُ ] ( اِ مرکب ) سندان.
( آهن کرسی ) سندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سال ۲۰۱۳، آلبرز کرسی الگوریتمهای کارآمد را در اداره انفورماتیک دانشگاه فنی مونیخ بهدست آورد.
💡 چه گویم از بلندیهای طبع آسمان سیرش به دوش عرش کرسی می نهد از رتبه افکارش
💡 عرش و کرسی ذرّهای از پردهات ماه و خورشید جهان پروردهات
💡 گو بدان ای بوجود تو گرفته زینت کرسی مملکت و مسند شاهنشاهی
💡 بزرگان و نیکاختران را بخواند یکایک بر آن کرسی زر نشاند