لغت نامه دهخدا
اهل تفریط. [ اَ ل ِ ت َ ] ( اِخ ) فرقی از شیعه که خداوند را به یک تن از مخلوق تشبیه میکنند و آنانرا مشبهه و اهل تقصیر نیز گویند. ( خاندان نوبختی ص 250 ).
اهل تفریط. [ اَ ل ِ ت َ ] ( اِخ ) فرقی از شیعه که خداوند را به یک تن از مخلوق تشبیه میکنند و آنانرا مشبهه و اهل تقصیر نیز گویند. ( خاندان نوبختی ص 250 ).
فرقی از شیعه که خداوند را بیک تن از مخلوق تشبیه میکنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مباش عاشق افراط و مایل تفریط کزین دو خصلت بد خسروان شوند گدا
💡 دکتردینانی در توضیح دو فضیلت شجاعت و عفت یادآور میشود که این دو خصلت میتواند با شدت و ضعف یا به تعبیر دیگر با افراط و تفریط همراه شود.
💡 افغانستان از نظر طبیعی سرزمین افراط و تفریط است. کوههای سر به فلک کشیده، درههای ژرف، بارانهای بهاری و تابستانهای خشک، زمستانهای بسیار سرد و تابستانهای گرم، بلندیهای پوشیده از برف در طول سال و سرزمینهای پست و خشک و سوزان. این افراط و تفریط در زندگی اجتماعی نیز وجود دارد.
💡 شجاعت خلقی است که افعال میان تهور و جبن که از رذائلاند دو طرف افراط و تفریط آنند.
💡 دیدگاه سومی که این دو دیدگاه را افراطی و تفریطی خوانده است، بر این باور است که ارتباط زن و مرد نه باید آنچنان سختگیرانه باشد و آن چنان سهلگیرانه.