لغت نامه دهخدا
( آهرمهره ) آهرمهره. [ هََ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) آهارمهره.
( آهرمهره ) آهرمهره. [ هََ م ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) آهارمهره.
( آهر مهره ) ( اسم ) عمل آهار زدن و سپس با مهره روشن و صیغلی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهره راز نهان پیداست از سیمای من مهره گل را محبت گوهر رخشان کند
💡 در جهانِ پاکبازی فقر هم دام بلاست مهره در ششدر ز نقشِ بوریا باشد مرا
💡 رژیم غذایی آن بیشتر از بیمهرگانی مانند حلزونها و حشرات به ویژه سوسکها تشکیل شده است. شکار مهرهداران بزرگ احتمالاً زمانی که فرصت داده میشود نیز گرفته میشوند.
💡 چون مهره در ششدر عشق یک چند بودم گرفتار عشق تو چون مهره چندیست افتاده در ششدر من
💡 کیاسمای بینایی مهرهداران از خط مرکزی بدن عبور میکند؛ در حالی که در برخی بیمهرگان چنین نیست.
💡 تشخیص فتق دیسک مهره توسط پزشکان به کمک بررسی تاریخچه بیمار و توجه به نشانهها و علائمی که بیمار بیان میکند و همچنین با انجام معاینه بالینی امکانپذیر است. روشهای غیر بالینی∗دیگر برای اثبات تشخیص لازم است.