اندیشه افکندن

مترادف‌ها

فکر کردن، تأمل کردن، اندیشیدن

متضادها

فراموش کردن، بی‌خیال شدن

لغت نامه دهخدا

اندیشه افکندن. [ اَ ش َ / ش ِ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طرح انداختن. اندیشیدن. نقشه کشیدن. || وسوسه. ( تاج المصادر بیهقی ). خیال ( بد ) در دل انداختن.
- اندیشه بد افکندن؛ وسواس. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

طرح انداختن. اندیشیدن نقشه کشیدن. یا وسوسه.

جمله سازی با اندیشه افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که‌ت بگفته است که اندیشه مدار از جان هرچه یابی همه بر تنت همی برتن؟

💡 صاحبنظران تاریخ سیر اندیشه، سقراط را روشنفکری خوشبین می‌دانند. به دلیل اعتقاد عمیق اش به خرد انسانی، آن‌ها او را یک راسیونالیست به‌شمار می‌آورند. سقراط می‌گفت، دانش تجربی مفید، واسطه‌ای است برای طرح فلسفه زندگی.

💡 به ذل و عز و فقر و دولتم تسلیم وتمکین ده بری ز اندیشه چند و چه و چون و چرا گردان

💡 ساتوری به گشوده شدن جهانی نو می‌ماند در جان رهرو، اندیشه منطقی را راهی به او نیست.

💡 هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتد که من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم

💡 دانشمندان بزرگ همواره بر روی مسائل پیچیده علمی اندیشه افکنده‌اند تا بتوانند پاسخ‌های دقیق و موثری برای چالش‌های بزرگ بشری پیدا کنند.

💡 قبل از هر تصمیم مهمی در زندگی شخصی یا حرفه‌ای، باید ساعت‌ها بر روی پیامدها و نتایج احتمالی آن کار به دقت اندیشه افکند.

💡 فیلسوفان با اندیشه افکندن بر ماهیت هستی و جهان، توانسته‌اند دیدگاه‌های نو و بسیار عمیقی را برای درک بهتر واقعیت‌های زندگی ارائه دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران