لغت نامه دهخدا
اندروخارون. [ اَ دَ ] ( اِ ) اندروخورون. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به اندروخورون شود.
اندروخارون. [ اَ دَ ] ( اِ ) اندروخورون. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به اندروخورون شود.
اندرو خورون
💡 توسعه زیگ توسط بنیاد نرمافزار، یک شرکت غیرانتفاعی با ریاست اندرو کلی تأمین میشود که کمکهای مالی را دریافت میکند و چندین کارمند تمام وقت استخدام میکند.
💡 کشتی آن گه پیش آمد من نشستم اندرو آمد و بنشست آن گه بر کران جویبار
💡 دل عاشق است و پند نمی گیرد اندرو بر وی مگیر زان که برو جای گیر نیست
💡 پدیدآورنده: علیرضا طیب (مترجم)، اندرو لینکلیتر (ویراستار)
💡 وگر زبانهکشد تیغ او به بحر محیط هرآنچه آب بود اندرو بخارکند
💡 طرفهتر آنکه طرهات سر ز خطت همی کشد پس به تکلف اندرو حسن تو تاب میدهد