اندرهم گشادن

مترادف‌ها

فشرده کردن، فشردن، مچاله کردن

متضادها

باز کردن، گشودن

لغت نامه دهخدا

اندرهم گشادن. [ اَ دَ هََ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مرج. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ).

فرهنگ فارسی

مرج

جمله سازی با اندرهم گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه جستی ازین رقعه اندرهمی بخواهی ربودن ز من سر همی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران