انجیر بستی

لغت نامه دهخدا

انجیر بستی. [ اَ رِ ب ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی انجیر که در ذخیره خوارزمشاهی مکرر نام آن چون دارویی در بعض معجونها و غیره برده میشود. منسوب به بُسْت از شهرهای خراسان که در خوبی معروف بوده. ( از یادداشت مؤلف ):
غرابی که با تندرستی بود
همه دانش انجیر بستی بود.نظامی.

فرهنگ فارسی

قسمی انجیر که در ذخیره خوارزمشاهی مکرر نام آن چون دارویی در بعض معجون ها و غیره برده می شود ٠

جمله سازی با انجیر بستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبیعت کوهستانی، چشمه‌های آب شیرین، درختان بلوط، کلخونگ، بادام کوهی، انجیر و درخت کنار به این منطقه زیبایی خاصی بخشیده است.

💡 از محصولات این روستا می توان به گردو، توت، آلبالو، انواع گلابی، ازگیل، انجیر، انگور و... نام برد.

💡 هیچ دیدستی که اندر مزرع‌آباد جهان مرغ معنی رام گردد دانه انجیر را

💡 وضع گردو، فندق، آلو، گیلاس، زردآلو، گلابی، سیب، ازگیل، درخت، انجیر و درختان انار نیز که همگی احتمالاً از منطقه خزر نشات گرفته‌اند چنین است.

💡 حَشْوِ انجیر چو حلوا‌گر استاد که او حَبِّ خشخاش کند در عسلِ شهد به کار

💡 مگس بر خوان حلوا کی کند پشت به انجیری غُرابی چون توان کشت

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز