لغت نامه دهخدا
امینی بلخی. [ اَ نی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابوسراقه عبدالرحمان احمدبن نجار. از شعرای دوره غزنوی و از مداحان محمود غزنوی بوده. رجوع به ابوسراقه در همین لغت نامه شود.
امینی بلخی. [ اَ نی ِ ب َ ] ( اِخ ) ابوسراقه عبدالرحمان احمدبن نجار. از شعرای دوره غزنوی و از مداحان محمود غزنوی بوده. رجوع به ابوسراقه در همین لغت نامه شود.
ابو سراقه عبدالرحمن بن احمد بن نجار از شعاری دوره غزنوی و از مداحان محمود غزنوی بوده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمدنعیم امینی فرد نماینده مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابی ایرانشهر در سیستان و بلوچستان بود.
💡 جز مشت خاک قابل این عشق پاک نیست مشکل امانتی به امینی سپردهاند
💡 نه بقّالی تو بقّال آفرینی که بقّال از تو دارد این امینی
💡 چندی ازو بستدش که خلق بدانند دولت و دین را چو او نبوده امینی
💡 ماه نهمت چهره شمس الحق تبریز ای آنک امان دو جهان را تو امینی
💡 شاه شمس الملک، نصر، آن ناصر دین رسول آن امینی، کز امانش عهدهٔ ایمان کنی