لغت نامه دهخدا
امیر ادهم. [ اَ اَ هََ ] ( اِخ ) ابن منصوربن زید بلخی. پدر ابراهیم ادهم بود:
حسن کجا شد و کو بایزید بسطامی
امیر ادهم و فرزند آن هنرپرور؟ناصرخسرو.رجوع به ادهم و ابراهیم ادهم شود.
امیر ادهم. [ اَ اَ هََ ] ( اِخ ) ابن منصوربن زید بلخی. پدر ابراهیم ادهم بود:
حسن کجا شد و کو بایزید بسطامی
امیر ادهم و فرزند آن هنرپرور؟ناصرخسرو.رجوع به ادهم و ابراهیم ادهم شود.
ابن منصور ابن زید بلخی پدر ابراهیم ادهم بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رو بشارت زنان، که گشت یکی با غلام خود آن امیر امروز
💡 امیر ار خوار دینارست شاید کزو مدّاح او دینار خوارست
💡 نه ز محتسب هراسم نه ز شحنه باک دارم به کسی که عشق فرمان بدهد امیر باشد
💡 کای امیر از تو نشاید کین کشی گر بشد باده تو بیباده خوشی
💡 بعدل و داد امیری پاک دین بود که حد او فلک را در زمین بود
💡 گاه گشتی به کف نفس اسیر سر نهادی به در شاه و امیر