امی گویا

لغت نامه دهخدا

امی گویا. [ اُم ْ می ِ ] ( اِخ ) کنایه از پیغمبر اسلام. ( از مؤید الفضلاء ) ( از هفت قلزم ) ( از شعوری ج 1 ورق 143 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از پیغمبر اسلام

جمله سازی با امی گویا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 داده گل گوشی به فریادم درین گلشن سلیم ناله‌ام گویا به طرز عندلیبان آشناست

💡 او همسرش سیلویا آبریل مجریان مراسم سی و سومین دورهٔ جوایز گویا بودند.

💡 صفحه آیینه را سامان این تعلیم نیست طوطی ما را به روی دل مگر گویا کنند

💡 گویا نمی‌دانند که یک نفر آذربایجانی ترک‌شدن را برای خود ننگ می‌داند.

💡 مزن مهر خموشی بر لب حرف آفرین صائب که هر جا عندلیبی هست گویا از تو می گردد

💡 آکادمی فیلم اسپانیا در سال ۱۹۵۵، به پاس‌داشتِ یک عمر فعالیت هنری، یک جایزه گویای افتخاری به او اهدا نمود.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز