امتیاز اوردن
مترادفها
برتری یافتن، جلو زدن، برنده شدن
متضادها
امتیاز از دست دادن، باختن
لغت نامه دهخدا
( امتیاز آوردن ) امتیاز آوردن. [ اِ وَ / وُ ] ( مص مرکب ) بدست آوردن نمره هایی در یکی از انواع ورزش. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به امتیاز شود.
فرهنگ فارسی
( امتیاز آوردن ) ( مصدر ) بدست آوردن نمره هایی در یکی از انواع ورزش.
جمله سازی با امتیاز اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امتیاز وصل و هجران دورباشکس مباد آه ازین غفلتکه با او نیزتنهاییم ما
💡 وجودت تا ز چشم کیمیای امتیاز افتد چو سیم قلب یک دم کاش راهت بر گداز افتد
💡 «ماده ۱۵.» با انقضای مدت این امتیاز، کلیه ساختمانها و دستگاههایی که شرکت برای بهرهبرداری از صنعت خود استفاده میکند، به مالکیت دولت ایران در میآید و شرکت در این رابطه حق دریافت غرامت ندارند.
💡 فعالیت این باشگاه با خرید امتیاز تیم دیهیم اهواز که در دسته دوم فوتبال کشور فعالیت میکرد و قصد فعالیت در لیگ آزادگان را داشت آغاز گردید.
💡 دابل، دوبل، دابل تووش، سیمل تینیس: «هیت» تقریباً همزمان (کمتر از ۴۰ میلی ثانیه در اپه که هردو امتیاز میگیرند) تیغهها به حریف مقابل، بیشتر بدون امتیاز در سابر و فلوره.
💡 بسکه نقش امتیاز از صفحهٔ ما شستهاند ساده چون زانوستگرآیینه با ما روبروست