الو گرده

لغت نامه دهخدا

( آلوگرده ) آلوگرده. [ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) شاهلوک. شاهلوج. آلوزرد. رجوع به آلوزرد شود.

فرهنگ فارسی

( آلو گرده ) شاهلوک آلو زرد

جمله سازی با الو گرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يهودا پيرآهن را گرفت و با سر و پاى برهنه به راه افتاد. مسافت مصر تا كنعان هشتادفرسخ بود و آذوقه اى كه يهودا همراه داشت هفت گرده نان بود. وى پيش از تمام شدننان ها خود را به كنعان و نزد پدر رسانيد. (142)

💡 بیجا نبود سعی فلک در هلاک ما خورشید گرده می‌کند از خاک پاک ما

💡 از سر مستی کشیم گرده رهبان دیر بر در هستی زنیم نوبت سلطان عشق

💡 ای که از لعل لبت شور قیامت گرده ای است رحمتی کن بر لب عاجز بیان زخم ما

💡 سرگشته ایم در طلب گرده و عسل باشد که محرمی بدهد این نشان ما

💡 پس در اين مرتبه كه جوجه برآورد آن مرد آمد و دو گرده نان با خود داشت و سائلى از اوسؤ ال كرد، يك گرده نان را به سائل داد و بر بالاى درخت رفت و جوجه ها را برداشت،حق تعالى به سبب آن تصدق او را سالم داشت (893).

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز