الهی دیلمی

لغت نامه دهخدا

الهی دیلمی. [ اِ لا ی ِ دَ ل َ ] ( اِخ ) امیر فرامرز از اولاد دیالمه. شاعر بود. این بیت از اوست:
آرزو دارم از آن لعل گهربار التفات
ای خوشا حال کسی کو یابد از یار التفات.( از تذکره روز روشن ص 66 ).و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی دیلمی و فرهنگ سخنوران شود.

فرهنگ فارسی

امیر فرامرز از اولاد دیالمه شاعر بود.

جمله سازی با الهی دیلمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهخدا با نقل قول از سفرنامه ناصرخسرو دربارهٔ دیلمیان و دیلمستان می‌نویسد:

💡 بر تن نادان اگر یابد پلاس دیلمی موی مویش را به نرمی توزی و کتان‌ کند

💡 گرفتارم به دام دیلمی خوی ستمکاری رباید دین و دل از مردم و گوید مسلمانم

💡 سیاوش دیلمی رزمخواه از سران نهضت جنگل و سناتور گیلان در مجلس سنا

💡 مردمان ایرانی‌تبار نظیر دیلمی‌ها، کردها، بلوچ‌ها و غیره که تا پیش از این سهمی در سیاست نداشتند، در مناطق مختلف ایران قدرت را به دست گرفتند.

💡 دیلمی موئی که بی جنگ و جدل هر ساعتی بر دل و جان از سر مژگان زند زوبین مرا

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز