اله چالی کاردگر

لغت نامه دهخدا

اله چالی کاردگر. [ اَ ل َ گ َ ] ( اِخ ) از دیههای بارفروش مازندران. ( مازندران و استرآباد رابینو ص 117 و ترجمه همان کتاب ص 157 ). و رجوع به اﷲچال شود.

فرهنگ فارسی

از دیه های بار فروش مازندران

جمله سازی با اله چالی کاردگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاردگر امرد که چون او نیست در شهر اوستاد خانه من آمد امشب کارد زیر سر نهاد

💡   . کارگردان: پرستو کاردگر

💡 حیوان نیز جز ز خواب و ز خور ن ت واند گرفت کاردگر

💡 کاردگر امرد شبی بر آتش من آب زد سینه تفسیده ام را دید و چرخ و تاب زد

💡 ۸۰. دیوان شاپور تهرانی، سروده ارجاسب بن خواجگی شاپور تهرانی، تصحیح یحیی کاردگر، ۱۳۸۲

💡 بغیر عشق که از کار برده دست و دلم نمی‌رود دل و دستم به هیچ کاردگر