لغت نامه دهخدا
الش ایدی. [ ] ( اِخ ) یکی از سرداران چنگیز، فاتح جَند. رجوع به جهانگشای جوینی چ لیدن ج 1 ص 66 و 68 و 70 و 72 و فهرست تاریخ مغول تألیف عباس اقبال شود.
الش ایدی. [ ] ( اِخ ) یکی از سرداران چنگیز، فاتح جَند. رجوع به جهانگشای جوینی چ لیدن ج 1 ص 66 و 68 و 70 و 72 و فهرست تاریخ مغول تألیف عباس اقبال شود.
سرداران چنگیز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسپن بارت ایدی، وزیر امور خارجه نروژ به شبکه ۲ این کشور گفت که «تصاویر دراماتیکی از مسکو وجود دارد. هر جان انسان بیگناهی که گرفته شده یک تراژدی است.»
💡 تا طی مسالک نتوانکرد به ایدی تا کسب صنایع نتوان کرد به ارجل
💡 جفری اوریما (۱۶ آوریل ۱۹۵۳ – ۲۲ ژوئن ۲۰۱۸) یک موسیقیدان اهل اوگاندا بود. در سال ۱۹۷۷ پس از قتل پدرش، ارینایو ویلسون اوریما، که وزیر کشاورزی کابینهٔ دولت ایدی امین بود، زندگی خود را در تبعید آغاز کرد. اوریما در ۲۴ سالگی و در اوج قدرت امین در صندوق عقب خودرو از کشور خارج شد.
💡 تونوس در چشم پزشکی مهم است، جایی که دستکاری عضله خارج چشمی در طول ترمیم استرابیسم اتفاق می افتد. بی نظمی تونیک با بیماری های چشمی مختلفی مانند سندرم ایدی مرتبط است.
💡 بیر وقتینده بو مکتب پرگار ایدی بیر مسیب، بیر ممدسن وار ایدی