اقطاع خوار

لغت نامه دهخدا

اقطاع خوار. [ اِ خوا / خا ]( نف مرکب ) آنکه از درآمد و سود اقطاع بهره برد. راتبه دار. مقرری گیر: تا همگی شبانکارگان سپاهی و سلاح ور و اقطاع خوار شدند. ( فارسنامه ابن بلخی ).
ز لطفش صد امید اقطاع خوار
موظف ز طبعش چو عشرت هزار.ظهوری.

فرهنگ فارسی

آنکه از در آمد و صود اقطاع بهره برد

جمله سازی با اقطاع خوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اواخر همین دوره بخش وسیعی از بافت تحت نفوذ گنجعلی خان افشار، ایلخان بزرگ قرار گرفت و بعد از او حاکمیت اقطاع و افشار به برادرش هژبرالسلطنه واگذار شد.

💡 ۳- اقطاع شخصی: احتمالاً چنین اقطاعانی ارث به فرزندان منتقل می‌شد و گیرنده آن تعهدی در مقابل دیوان نداشت و ظاهراً از خراج هم معاف بود.

💡 خورشید گردون کاین چنین تابد بر اقطاع زمین از گنبدت گیرد ضیا هو یا علی موسی الرضا

💡 ای بر تو هر دو کون حلک، ملک تو اقطاع ملک خیز، ارنه بنشیندفلک، زود، ارنه، برخیزدمدر

💡 که به اقطاع نخواهم نه جهان بلکه فلک نه فلک نیز مجرد فلک و هرچه دروست

💡 کشور، ملک همه خاندان خان محسوب می‌شد و به اقطاعات کوچک تقسیم می‌شد و گاه خانان این نواحی مقتدر بودند و رئیس دولت را به رسمیت نمی‌شناختند.

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز