لغت نامه دهخدا
افسون ژند. [ اَ ن ِ ژَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی افسون آتش پرستان. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
افسون ژند. [ اَ ن ِ ژَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بمعنی افسون آتش پرستان. ( آنندراج از فرهنگ اسکندرنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قید جسمانی گوارا کرد افسون معاش بهر آب و دانه خلقی در قفس دارد وطن
💡 اسکریمین جی هاکینز (به انگلیسی: Screamin' Jay Hawkins) خواننده، آهنگساز و موسیقیدان آمریکایی سبک بلوز و راک بود. مشهورترین اثر او «تو را افسون کردم» نام دارد.
💡 صد رنگ جلوه در پیش اما چه میتوانکرد افسون وعده دارد گل بر بهار دیگر
💡 غریو و نعرهٔ ایشان به سوی مه شد از ماهی تبه شد بدسگالان را طلسم و تَنبُل و افسون
💡 در نمیگیرد به او نیرنگ سازیهای ما گرچه ز افسون آب از آتش برون آوردهایم
💡 (به افسون نیاز مشتری سر برنمیآرد غرور یوسف ما جلوه همکار میخواهد)