اجازه گرفتن
درخواست و دریافت رضایت، مجوز یا موافقت از فرد صاحب اختیار برای انجام کاری. معمولاً وقتی کاری نیاز به رضایت دیگری دارد، از این ترکیب استفاده میشود.
مترادفها
اجازه خواستن، کسب اجازه
متضادها
اجازه دادن، منع کردن، ممنوع کردن
درخواست و دریافت رضایت، مجوز یا موافقت از فرد صاحب اختیار برای انجام کاری. معمولاً وقتی کاری نیاز به رضایت دیگری دارد، از این ترکیب استفاده میشود.
اجازه خواستن، کسب اجازه
اجازه دادن، منع کردن، ممنوع کردن