افتاب تنک

فرهنگ معین

( آفتاب تنک ) (تُ نُ ) (اِمر. ) هنگام طلوع آفتاب.

جمله سازی با افتاب تنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخرهٔ او افتاب سغبهٔ او مشتری بندهٔ او آسمان، چاکر او روزگار

💡 افتاب است و زهره می‌طلبد در بر مه نمی‌خزد بی‌بی

💡 خیمه از شهر چو بر دشت زند ابر مثال افتاب از نظر خلق نهان خواهد شد

💡 زد افتاب فلک دست عجز بر دیوار ز بس که طیره از آن رمز ترجمان آمد

💡 آری که افتاب مجرد به یک شعاع بیخ کواکب شب یلدا برافکند

💡 آن افتاب عهد که از آستان او هر ذره یی که تافت باوج علا رسید