افاقه بخشیدن

لغت نامه دهخدا

افاقه بخشیدن. [ اِ ق َ / ق ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) بهوش آوردن. بهبود دادن. خلاص و آرامش دادن. و رجوع به افاقة شود.

فرهنگ فارسی

بهوش آوردن. بهبودی دادن

جمله سازی با افاقه بخشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خالقی مطلق برپایهٔ چهارمقاله، فقاع‌نوشی و بخشیدن پاداش، گریختن از غزنه، رفتن به هرات و سفر به طبرستان نزد اسپَهبُد شهریار باوَند را گزارش می‌کند.

💡 بازسازی شناختی، قوت بخشیدن به باور مثبت بیمار جهت جایگزینی به جای باور منفی.

💡 برخی عوامل نیز مانند مصرف کورتیکواستروئیدها برای سرعت بخشیدن به بلوغ ریه جنین می تواند در نتایج این آزمایش تاثیر بگذارد.

💡 روز کوشیدن زمین از دست او گردد تهی روز بخشیدن زمان از دست او خواهد فرار کذا

💡 دل و دین را ز درویشی ببخشیدم به درویشی بیاموزید ای شاهان از این درویش بخشیدن

💡 گرچه از بخشیدن آن‌ گوشها شد پر خبر اینک از بخشیدن این چشمها شد پر عیان

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
سیما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز