اعلم شنتمری
لغت نامه دهخدا
اعلم شنتمری. [ اَ ل َ م ِ ش َ ت َ م َ ] ( اِخ ) یوسف بن سلیمان بن عیسی نحوی. شنتمر بلدی است در اندلس که اعلم بدانجا منسوب است. وی مکنی به ابوالحجاج و از مشاهیر علمای ادب و نحو است. او راست: 1 - تحصیل عین الذهب من معدن جوهرالادب فی علم مجازات العرب. 2 - شرح دیوان طرفةبن العبد. 3 - شرح دیوان زهیربن ابی سلمی المزنی و بآخره طرف من اخبار زهیر و جملة من شعره الذی لم یذکر فی هذا الشرح. 4- شرح الشعراء الستة. ( از معجم المطبوعات ). و رجوع به اعلام زرکلی و روضات الجنات ص 48 و تاریخ الخلفا ص 282، و اعلم و ابوالحجاج و یوسف در همین لغت نامه شود.
جمله سازی با اعلم شنتمری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( (اللهم اغفرلنا ما اخطاءنا و ما تعمدنا و ما اسررنا و ما انت اعلم به منا. انت المقدم وانت المؤ خر، لا اله الا انت ) ))
💡 وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ بتکذیب الرّسل، اعلم اللَّه عزّ و جل ان تعذیبه ایّاهم باستحقاقهم و انّ ذلک عدل منه.
💡 درین خبر اشکالست، هم از روی لغت، هم از روی معنی، و شرح آن دراز است جز بموضع خویش در اثبات رؤیت نتوان گفت، و اللَّه اعلم.
💡 و به اسناد از ان حضرت كه فرمود: اعلم الناس بالله تعالى ارضا هم بقضاءالله عزوجل (229) داناتر مردمان به خداى تعالى، راضى تر ايشان بهقضاى اوست.
💡 4- تغيير قانون الهى، نشانه شك و پشيمانى و رشد علمى و تجربى يا ضعف در قانونگزارى نيست، بلكه نشانه تدبير وحكمت وتوجه به شرايط است. ( وا اعلم )
💡 و از بعد آن مرا با وی اسرار بسیار بود، و اگر به اظهار آیات وی مشغول شوم از مقصود بازمانم. واللّه اعلم.