ابو فاطمه

لغت نامه دهخدا

ابوفاطمه. [ اَ طِ م َ ] ( اِخ ) الازدی. صحابی است.
ابوفاطمه. [ اَ طِ م َ ] ( اِخ ) سلیمان بن عبداﷲ. محدث است. او از معاذه بنت عبداﷲ العدویه و نوح بن قیس از او روایت کند.
ابوفاطمه. [ اَ طِ م َ ] ( اِخ ) لیثی یا ازدی یا دوسی. صحابی است و او ساکن شام و مصر بود.
ابوفاطمه.[ اَ طِ م َ ] ( اِخ ) مسکین بن عبداﷲ الراسبی الطاحی، حوشب. او از حسن و از او علی بن المدینی روایت کند.
ابوفاطمه. [ اَ طِ م َ] ( اِخ ) نشیط. او از علی و از او اعمش روایت کند.

فرهنگ فارسی

او از علی و از او اعمش روایت کند

جمله سازی با ابو فاطمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به همين مضمون نيز روايت متواترى از امامان عترت طاهره رسيده است. محدّثان بزرگ بااسناد خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده اند كه چون آيه ((وَ آتِ ذَاالْقُرْبىحَقَّهُ))(149) نازل شد، پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - فدك را به فاطمه - عليهاالسّلام - بخشيد.

سپند یعنی چه؟
سپند یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز