معاذه

لغت نامه دهخدا

( معاذة ) معاذة. [ م َ ذَ ] ( ع مص ) پناه گرفتن به کسی. ( تاج المصادر بیهقی ). پناه بردن و گویند معاذةاﷲ ای اعوذ بالله و کذا معاذة وجه اﷲ. ( منتهی الارب ). پناه بردن. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معاذة. [ م َ ذَ ] ( ع اِ ) افسون و تعویذ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). افسون. ج، معاذات. ( از اقرب الموارد ). تعویذ. عوذ. رقیه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

افسون و تعویذ افسون

جمله سازی با معاذه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و روايت شده است كه صلت بن اشم در جهادى بود و پسرى همراه داشت او را گفت: اىپسرك من !به پيش شو و جهاد كن تا ثواب صبر و احتساب را از شهادت تو در يابيم.پسر پيش رفت و جنگ كرد و كشته شد. زنان نزد مادرش ‍ معاذه عدويه زوجه / فراهم شدند،گفت: اگر براى تو تهنيت نزد من مرحبا بر شما باد و اگر براى تعزيت آمده ايد بازگرديد.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز