اعشی باهله
لغت نامه دهخدا
( اعشی باهلة ) اعشی باهلة. [ اَ شا هَِ ل َ ] ( اِخ ) لقب عامر است. ( منتهی الارب ). و ابیات زیر از اوست:
من لیس فی خیره من فیفسده
علی الصدیق و لا فی صفوه کدر
و لیس فیه اذا استنظرته عجل
و لیس فیه اذا یاسرته عُسر.( از عیون الاخبار ج 3 ص 5 ).
فرهنگ فارسی
لقب عامر است
جمله سازی با اعشی باهله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غنىّ و باهله فتنه كرده و طى مراسمى از خدا خواسته اند كه دشمن را بر تو پيروزگرداند.
💡 استكبارا فى الاءرض و مكر السى ء و لا يحيق المكر السى ء الا باهله