اعدا شدن

لغت نامه دهخدا

اعدا شدن. [ اَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دشمن شدن. خصم گردیدن:
چون خار تو خرما شد ای برادر
یک رویه رفیقان شوندت اعدا.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

دشمن شدن. خصم گردیدن

جمله سازی با اعدا شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنانکه گوئی افراسیاب کرد نمود بتیغ مردی گاه نبرد بر اعدا

💡 شد کشته ی تیغ جفای اعدا اعوان ما پیر و جوان ای مادر

💡 سنان او چو بود حامل سر اعدا بلندتر بود از چرخ یکسر و گردن

💡 آبگون پیکر خود شعشه دشنه تو جگر تشنه اعدای تو را آبخورست

💡 میان خنجر تو آتشی است کان آتش همی زدودهٔ اعدای تو برآرد دود

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز