لغت نامه دهخدا
اعتذار کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معذرت خواستن. عذر آوردن. ( ناظم الاطباء ).
اعتذار کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) معذرت خواستن. عذر آوردن. ( ناظم الاطباء ).
معذرت خواستن. عذر آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعنى:((اى كسانى كه كافر شديد اعتذار مجوييد، امروز (روز رستاخيز) جزايى كه بهشما داده مى شود همان خود اعمالى است كه انجام مى داديد)).
💡 از گنه کاری همی منت پذیرد پر گناه تا بیامرزد مر ایشان را بوقت اعتذار
💡 جرم گناهکار کند عفو بیش از آنک در پیش او زبان بگشاید به اعتذار
💡 روزى هشام بن عبدالملك، بر يكى از مستخدمين خود خشم گرفته و با عصبانيت به او عتابمى كرد، آن بيچاره ايستاده بود و در مقام اعتذار، سخنانى كه حاكى، از عفو و گذشت واحسان بود بر زبان مى راند.
💡 چون کار تنگ شد به سیاهان خیره چشم راهی دگر نماند به جز راه اعتذار
💡 رئيس يا نائب رئيس بصورت، اعتذار ميجويد كه: اين كنفرانس از نقطه نظر ادبى، وجنبه شاعرى جلال الدين در نظر گرفته شده نه جنبه ملائى او.