اضاءه بنی غفار
لغت نامه دهخدا
( اضاءة بنی غفار ) اضاءة بنی غفار. [ اَ ءَ ت ُ ب َ غ ِ ] ( اِخ ) اضاءة بمعنی آب درگودال فراهم آمده از سیل یا جز آن است و گویند: بمعنی غدیر کوچک است و هم گفته اند مسیل آب به غدیر باشد،و غِفار نام قبیله ایست از کنانة. و اضاءة بنی غِفار،جایگاهی است نزدیک مکه بالای سرف نزدیک تناضب، نامی از آن در حدیث مغازی آمده است. ( از معجم البلدان ).
جمله سازی با اضاءه بنی غفار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امیر سهامالدین ذکاءالدوله غفاری (۱۲۶۵ تهران – ۱۳۳۰ تهران) دولتمرد و دیپلمات دوران قاجار و پهلوی بود.
💡 شک نیست که غفار ذنوب است خداوند «ترکی» تو مترسان عبث از روز حسابم
💡 نه وقت عذر خواهی و نه عذر رو سیاهی را سراپا غرق عصیان کار با غفار افتاده
💡 مردم واى بر شما مگر نمى دانيد اين مرد از طايفه غفار است، و ايشان در سفر شام سر راهشمايند، و به اين كلمات او را نجات داد.
💡 چند می گویی فلان زندیق و بهمان فاسقست قادری غفار باش و عاجزی ستار باش
💡 مأوای هر آواره او بیچارگان را چاره او دلدار هر غمخواره او غفار هر صاحب ندم