لغت نامه دهخدا
اصلداران پاک. [ اَ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )مردمان پارسا و مقدس. و پیغمبران. ( ناظم الاطباء ). انبیاء( ع ) و ملائکه و اولیاء ( رض ). ( از مؤید الفضلا ). کنایه از انبیاء و اولیاء و ملایک. ( آنندراج ). کنایه از انبیاء و اولیاء و ملائکه. ( هفت قلزم ). اصفیاء. اتقیاء. ازکیاء. اصلداران فلک. ( آنندراج ):
زیارتگه اصلداران پاک
ولینعمت فرع داران خاک.نظامی.و رجوع به مجموعه مترادفات ص 53 شود.