اصلاح اوردن

لغت نامه دهخدا

( اصلاح آوردن ) اصلاح آوردن. [ اِ وَ دَ ] ( مص مرکب )درست کردن. ترقی دادن. آباد کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( اصلاح آوردن ) درست کردن ترقی دادن آباد کردن

جمله سازی با اصلاح اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ایران خراب‌تر ز دو چشم تو ای صنم اصلاح کار از تو در این کارم آرزوست

💡 به بیست بیت مدیح تو در کرم بینی چنان فتد که به اصلاح آن نیاز افتد

💡 از نصیحت چند اصلاح دل سختش کنم همچو موج آب باشم تا به کی سوهان سنگ

💡 ور سخندانی سخن گوید به اصلاح وطن با دوصد دشنام از آن بدبخت کیفر می کشی

💡 اين نيز امرى است مسلم، كه تجربه و بحث اثباتش كرده است، و اما اينكه گفتيم (تنهاتعليم و تربيت دينى كه از مصدر نبوت و وحى صادر مى شود مى تواند اختلافاتبشرى را رفع و فساد ناشى از آن را اصلاح كند).

💡 در امید نوگل اصلاح‌، صوتم پست گشت کاش هرگز بلبل امید را حنجر نبود

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز