اصل دندان
لغت نامه دهخدا
اصل دندان. [ اَ ل ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریشه دندان.
فرهنگ فارسی
ریشه دندان
جمله سازی با اصل دندان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیش از یادگیری این تخصص، شخص باید مدرک دندانپزشکی عمومی خود را دریافت کند.
💡 ز خاموشی گذارد هر که اینجا بر جگر دندان به جنت می تواند رفت بی گفت و شنید آنجا
💡 پیش لفظم نام لؤلؤ بردن از بی آبی است زانک لؤلؤ از بن دندان بود لالای من
💡 خود نهنگها نزدیک به ۳۴ میلیون سال پیش به دو گروه بزرگ نهنگهای دنداندار و نهنگهای بیدندان تقسیم شدند.
💡 عاشقان از درد و حسرت لب به دندان میگزند تا تو در لب کام خضر از ناز پنهان کردهای