لغت نامه دهخدا
اصحم نجاشی. [ اَ ح َ م ِ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به اصحم شود.
اصحم نجاشی. [ اَ ح َ م ِ ن َ ] ( اِخ ) رجوع به اصحم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس بنابه گفتهٔ نجاشی، او فقط از جعفر صادق روایت میکرده است و از اصحاب او بهشمار میرود.
💡 نعمانت در عرب چو نجاشی است در حبش مولی صفت نموده و لالا زبان شده
💡 وقتی مسلمین به حبشه هجرت کردند، نجاشی از مسلمین خواست تا آیاتی از قرآن را دربارهٔ عیسی برایشان بخواند و جعفربن ابیطالب از ابتدای سورهٔ مریم شروع به تلاوت کرد. نجاشی تحت تأثیر قرار گرفت و به مسلمین پناه داد.
💡 گردون پرستاره برآن قیرگون هوا چون بر سر نجاشی اکلیل قیصرا
💡 براساس این نسخه از رجال نجاشی، در نسب وی، میان او و امام دوم شیعیان (حسن مجتبی)، پنج نفر واسطه وجود دارد. اما در نسخههای معتبر این کتاب، میان «زید بن حسن» (نیای سوم او) و «حسن بن علی»، شخص دیگری واسطه نیست.