اشیح عصری
لغت نامه دهخدا
اشیح عصری. [ اُ ش َ ح ِ ع َ ] ( اِخ ) منذربن عاید. در تاریخ گزیده و فهرست آن بدین صورت محرف اشج عصری است. رجوع به اشج شود.
فرهنگ فارسی
منذر بن عاید در تاریخ گزیده و فهرست آن بدین صورت محرف اشج عصری است.
جمله سازی با اشیح عصری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این عصری که از تاریکی جهل، اندرین کشور نه ره از چه شناسند و نه در پیدا نه دربانش
💡 اصطلاح قرون وسطی در زبان فارسی ترجمه اصطلاحهای اروپایی آن است. مورخان این دوره تاریخی را به عنوان عصری که بین دوره یونانی - رومی، که دوره قدیم خوانده شدهاست، و دوره جدید و معاصر قرار دارد، معرفی میکنند.
💡 «درام جوانانهٔ «درساژ» که داستانی اخلاقی برای عصری جدید است؛ پیامدهای رشد شکاف اجتماعی در جامعهٔ معاصر ایران را با قدرت ترسیم میکند و طبقات متوسط و فرادستی را محکوم میکند که هسته اخلاقی خود را از دست دادهاند.»
💡 ایخوش آن منعم که چون درویش زیست در چنین عصری خدا اندیش زیست
💡 امیر کشور عشقی و در وفاداری نیامده است و نیاید به عصری از اعصار
💡 که اگر هیبت او دیو پری نشناسد هر یکی زاهد عصری شود و اهل وقار