اشکجان پهلو
لغت نامه دهخدا
اشکجان پهلو. [ اِ پ َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در 4000گزی جنوب سیاهکل است. محلی جلگه، معتدل، مرطوب و مالاریائی و سکنه آن 271 تن است. مذهب اهالی شیعه و زبان آنان فارسی و لهجه گیلکی است. آب آن از چشمه و محصول آن لبنیات است. شغل اهالی گله داری و شال بافی است. در تابستان ییلاق به دیلمان میروند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان واقع در ۴٠٠٠ گزی جنوب سیاهکل است محلی جلگه معتدل مرطوب و مالاریایی.
جمله سازی با اشکجان پهلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرض افزایش وظیفه/از خود گذشتگی توسط «عشق مضاعف» دلایلی را به یاد میآورد که در متون پهلوی ارائه شدهاند.
💡 به رنگ پرتوی کز شمع محفل هر طرف افتد هوا از پهلوی رخسارهٔ او رنگ بردارد
💡 هر که نقش خویش را در خاکساری دیده است می نهد چون بوریا پهلوی لاغررا به خاک
💡 مرا منشان به پهلوی رقیب ای شمع کز بزمت نمیگشتم چنین محروم اگر این ننگ میدیدم
💡 همچنین بعید نیست که در دوره ساسانی، پیش از آنکه آن را به خط کنونی نوشته باشد، کوشش شده که به خط پهلوی نیز برگردانند..
💡 این دسته از سکهها شامل سکههای «ربع»، «نیم»، «یک»، «دو و نیم»، «پنج» و «ده» پهلوی هستند.