لشکریان

لغت نامه دهخدا

لشکریان. [ ل َ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان، واقع در سه هزارگزی شمال سیاهکل.جلگه. معتدل. مالاریائی دارای 720 تن سکنه، شیعه، گیلکی و فارسی زبان. آب آن از رودخانه شمرود. محصول آنجا برنج و چای و ابریشم و بنشن. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی جزئ دهستان سیاهکل بخش سیاهکل دیلمان شهرستان لاهیجان.

جمله سازی با لشکریان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۵۵۳ پ.م. کوروش بزرگ، پارس‌ها را علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، چندی از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی هخامنشی را پایه‌گذاری کرد. دوران شاهنشاهی او از ۵۲۹–۵۵۹ پیش از میلاد است.

💡 اعرابی روی به حجاج کرد و گفت: تو چه کسی ای مرد؟ گفت: این چه سؤال است که می کنی. گفت: این مرغ مرا خبر داد که لشکری می رسد که سردار ایشان تویی. در این سخن بود که لشکریان وی رسیدند و بر وی سلام گفتند. اعرابی چون آن را بدید رنگ او متغیر شد.

💡 منصور خلیفه عباسی به لشکریان خود گفت: آن کس که گفت: سگ خویش گرسنه بدار تا فرمانت برد، راست گفته است. سپاهیان گفتند: بلی، اما شود که دیگری گرده ی نانی بوی نمایاند و سگ ترا بگذارد و از پی او رود.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز