لغت نامه دهخدا
اشکال تراشی. [ اِ ت َ ] ( حامص مرکب ) ساختن اشکال در کارها. بهانه جوئی. سختگیری در کارها.
- اشکال تراشی کردن؛ بهانه جویی کردن.
اشکال تراشی. [ اِ ت َ ] ( حامص مرکب ) ساختن اشکال در کارها. بهانه جوئی. سختگیری در کارها.
- اشکال تراشی کردن؛ بهانه جویی کردن.
مشکل ساختن امری، سخت گیری در کاری، بهانه جویی و ایرادگیری.
ایراد گیری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دغدغههای اصلی مورخان این حوزه شامل روابط صنعتی و اشکال اعتراض کارگری (اعتصابها، تعطیلیها)، ظهور سیاست تودهای (بهویژه ظهور سوسیالیسم) و تاریخ اجتماعی و فرهنگی طبقات کارگر صنعتی است.
💡 رایانش ابری در طی دَه سال آتی به اشکال زیر بر زندگی ما تأثیر خواهد گذاشت:
💡 ای همه عاجز اشکال قدر ممکن نیست که شما مشکل این غم به هنر بگشایید
💡 به غیر از معاینه رکتوم، از اشکال مختلف تصویربرداری پزشکی برای بررسی رکتوم استفاده می شود. این شامل:
💡 کر بدل فکرت قدر تو وجود تو کنم دل پر اشکال فلک یابم و امواج بحار
💡 لابه کردم که نکوتر کن از این تعبیری رفع اشکال کنم شایدت آسان دیدن